۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه


    ۱۳۹۰/۶/۶
آل سعود عامل کشتار عراقیها

     یک مسئول ارشد حزب الدعوه اسلامی عراق تاکید کرد که عربستان سعودی با صدور فتواهای تکفیری به کشتار عراقی ها روی آورده است.

     "علی الادیب" در سخنرانی خود در همایش " نقش علمای مذهبی در آشتی ملی" در مرکز فرهنگی بغداد با اشاره به فعالیت گروه سلفی های وهابی در بیشتر مناطق عراق گفت: در برخی دانشگاههای عراق واحدهای درسی گنجانده شده است که تفکرات سلفی های تکفیری را آموزش می دهد.

وی افزود: باید برای اجرای پیمان مکه شجاعت به خرج داد و علمای دینی باید نقش برجسته ای در زمینه اجرای این پیمان ایفا کنند.

علمای اهل شیعه و سنت عراق چند سال پیش در شهر مکه مکرمه زیر نظر عربستان "پیمان مکه" را برای جلوگیری از خونریزی در عراق و تقویت وحدت این کشور به امضا رساندند.

این نماینده پارلمان عراق تصریح کرد: سلفی های وهابی هنوز در بسیاری از مراکز فرهنگی و دانشگاهها و دانشکده های عراق فعالیت دارند.

مقامات عراقی از زمان سرنگونی رژیم صدام در آوریل سال 2003 میلادی تاکید می کنند عربستان و برخی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به گروههای تروریستی پناه می دهند و از آنها برای اجرای اقدامات تروریستی در عراق حمایت مالی و تسلیحاتی می کنند

افشاگری یک نظامی آمریکایی در افغانستان


  ۱۳۹۰/۶/۶
افشاگری یک نظامی آمریکایی در افغانستان



یک مسلمان چینی الاصل که اهل ایالت "نیوجرسی" است و در ارتش آمریکا فعالیت می کند، از جزئیات مذاکرات ایالات متحده با طالبان پرده برداشت.

این نظامی آمریکایی که خواست نامش فاش نشود، در یادداشت افشاگرانه خود نوشت: من مامور مخفی ام و با داشتن 100 نیرو به عنوان فرمانده طالبان برای آمریکا فعالیت می کنم. دوره آموزشی خود را در واشنگتن با هدف نابودی افغانستان و کشتن مردم گذراندم.

به گفته این عضو ارتش آمریکا، هدف تمام طرح های ارتش آمریکا استهاله فرهنگ و امنیت افغانستان است. تمام آمریکایی ها در پی یافتن مکانی امن برای گفتگو با طالبان هستند زیرا برگزاری این نشست برای ارتش ایالات متحده و اعضای طالبان که توسط آمریکا آموزش دیده اند بسیار ضروری است.

این تبعه آمریکایی در ادامه این یادداشت خود نوشت: ارتش آمریکا به ما گفته تا به کاروان نیروهای افغانی که تحت نظارت "مطیع الله خان" رئیس پلیس بزرگراه قرار دارد، حمله کنیم. آنها همچنین تسلیحاتی را در اختیار ما قرار داده اند اما قادر به متوقف کردن این کاروان نیستیم زیرا مطیع الله خان نیروی بیشتری در اختیار دارد.

وی گفت: طالبان که از مذاهب و قبیله های مختلف بوده، اعتقاد و ایمان خود را به ارتش آمریکا فروخته اند. آمریکایی ها به ما می گویند زمان آن فرا رسیده تا اقدامات مناسب را انجام داده و در ازای ارائه خدمات بهتر پول بیشتری را دریافت کرده و از خانواده شما نگهداری می شود اما همه این ادعاها پوچ است، بنابراین پس از مدت طولانی ارتش آمریکا را رها کرده و تصمیم گرفتم تا به منزل خود بازگردم.

این تبعه آمریکایی تاکید کرد: دولت آمریکا به هر عضو طالبان 500 دلار و به هر سرکرده 1000 دلار و همچنین رادیو، کارت اعتباری و سلاح های پر از گلوله و وسیله پرتاب موشک را می دهد

گروه اصلاح طلبان پارلمان در حال فروپاشی...؟!


 ۱۳۹۰/۶/۶
گروه اصلاح طلبان پارلمان در حال فروپاشی...؟!
گروه اصلاح طلبان تشکیل شده بود تا از دولت حمایت کند. اکنون که نتوانسته است به اندازه هزینه ای که دولت برای آنها کرده بود کار کند، باید منحل شود 

       به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، به گفته برخی از منابع در پارلمان، گروه اصلاح طلبان در قصر شورای وزیران جلسه ای تشکیل دادند و در آن جلسه معلوم شد که گروه پارلمانی اصلاح طلبان در حال نابودی است.
       این نمایندگان که نیمی از اعضای مجلس را تشکیل می دهند، از همان ابتدا گفته بودند که خواست اعضای مجلس واگذاری پرونده انتخابات به کمیسیون مستقل انتخابات بود که از سوی حکومت فرمان داده شده است.
      به گفته این منابع، وزیر امور پارلمانی در این زمینه گفته است که گروه اصلاح طلبان تشکیل شده بود تا از دولت حمایت کند. اکنون که نتوانسته است به اندازه هزینه ای که دولت برای آنها کرده بود کار کند، باید منحل شود.
      وزیر امور پارلمانی اظهار داشته است که گروه اصلاح طلبان باید می توانست انسجام گروههای دیگر را سست کند و آنها را از بین ببرد اما اکنون با وجود فیصله رئیس جمهور گروههایی مانند ائتلاف پارلمانی هنوز هم پا برجاست و به مخالفت خود با دولت ادامه می دهد
      به گفته این منابع، جلسه گروه اصلاح طلبان به خاطر عدم موضع گیری واحد اعضا برگزار شده بود که وزیر امور پارلمانی با انتقاد از موضع گیری متضاد اعضا از آنها خواست که بیشتر توجه کنند و الا این گروه منحل خواهد شد.
      این منابع گفته اند که به دلیل این سخنان وزیر امور پارلمانی، برخی از وکلا از شدت خشم و ناراحتی از پارلمان بیرون شده و جلسه را ترک گفتند.
      بر اساس اطلاعات برخی منابع، گروه اصلاح طلبان برای حمایت از سیاست های دولت در درون پارلمان شکل گرفته بود و جلسه امروز هم به دلیل به توافق نرسیدن بر سر ریاست این گروه به تشنج كشیده شد.

خودسری ها در پروژه های بازسازی


 ۱۳۹۰/۶/۶
خودسری ها در پروژه های بازسازی؟!
مقامات وزارت اقتصاد از نواقص و کاستی‌های جدی در برخی‌ از پروژه‌های بازسازی در کشور خبر داده می‌گویند که شماری از مؤسسات و نهادهای حکومتی با استفاده از پول دولت، کارهای خود سر و ناقص انجام می‌دهند 

      به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، بمنظور بررسی از تخطی ها و نارسایی ها در شماری از نهادهای دولتی، وزارت اقتصاد هر 6 ماه از کارکرد ادارات نظارت میکند.
       عبدالهادی ارغندیوال، وزیر اقتصاد کشور که روز شنبه به همین منظور در کابل صحبت می کرد گفت که بررسی‌هایی از سوی مقامات آن وزارت در سطح ولایت کابل صورت گرفته و نتایج نشان می دهد که شماری از پروژه‌ها که از طریق بودجه دولت اجرا شده با نواقص و کمبودهای زیادی همراه بوده است.
        وی همچنان وزارت عودت و مهاجرین را در ساخت منطقه باریک آب به عدم توجه برای جلوگیری از حیف و میل شدن بیش از 5 میلیون دالر متهم کرد و دراین راستا چنین گفت: این پروژه مهاجرین نمی‌دانم که به کدام عنوان برای یک فامیل در نظر گرفته شده بود که هیچ نوع ضرورت‌های یک فامیل در نظر گرفته نشده بود، خانه‌ها همه خامه در نظر گرفته شده بود. موسسه تطبیق‌کننده که پاملرنه است و به گفته خودشان که کار 100 فیصد تکمیل شده بود دوباره 50 فیصد آن تخریب گردید است!این پروژه 7 میلیون دالری تعجب می‌کنم که چطور خانه‌های محدود ساخته شده است و این یکی از ضعیف ترین پروژه‌ها در سطح ولایت کابل بود.
        با این حال جماهیر انوری، وزیر امور مهاجرین و عودت کنندگان هر چند حیف و میل 5 میلیون دالر در پروژه شهرک باریک آب را پذیرفت اما گفت که در این پروژها افزون بر وزارت مهاجرین وزرات شهرسازی و مؤسسه پاملرنه نیز سهیم بوده اند.
        در همین حال مسؤلان دفتر پاملرنه می‌گویند، مسؤلیت این کاستی به آنها نه، بلکه به دیگر ادارات بر می‌گردد که در بخش طرح نقشه این پروژه و مواد ساختمانی آن نظر داده اند.
        انجینیر روح الله، نماینده موسسه پاملرنه گفت که در قسمت شهرک مهاجرین، موسسه پاملرنه تنها نقش تطبیق‌کننده را داشته است در قسمت دیزاین و طرح پروژه و یا این که دو اتاق باشد یا سه اتاق کاری نداشته فقط پاملرنه مطابق به طرح و دیزاین که از سوی مؤسسه یو ان دی پی، وزارت مهاجرین در دسترس ما قرار گرفته،عمل کرده و ما آنرا تطبیق کردیم و بس.
        بر اساس ارقام ارائه شده از سوی وزارت اقتصاد، 1600 انجو و موسسه غیردولتی در کشور در بخش‌های مختلف پروژه‌سازی و تطبیق برنامه‌های انکشافی فعالیت دارد.
         وزیر اقتصاد گفت، کار بررسی و نظارت از کار پروژه‌هایی را نیز آغاز می‌کنند که توسط انجوها و کمک مالی موسسات غیر دولتی به پیش برده می‌شود.
          ارغندیوال همچنین تأکیدکرد که نتایج این بررسی‌ها را نه تنها در نشست‌ با نمایندگان وزارت خانه‌ها در میان می‌گذارد بلکه این نتایج را در جلسات کابینه نیز مطرح می‌کند تا جلو خود سری‌ها و نواقص در پروژه‌ها گرفته شود.
         به گفته مقامات وزارت اقتصاد هم اکنون 88 پروژه بازسازی و ساختمانی در مرکز و ولایات در حال اجرا است که بیش از یک میلیارد دالر به ان اختصاص داده شده است.

گزیده هایی از گنجینه باختر در کشورهای جهان نمایش داه می شود.


    ۱۳۹۰/۶/۶
باختر، بزرگترین گنجینه جهان
گنجینه باختر که موجودیت آن بیش از 25 سال مبهم بود، اکنون به سراسر جهان می گردد تا پیشینه غنی فرهنگ افغانستان را به جهانیان بشناساند و نگاه جهانیان را نسبت به افغانستان دگرگون سازد 

گزیده هایی از گنجینه باختر در کشورهای جهان نمایش داه می شود.

گنجینه ای که موجودیت آن بیش از 25 سال مبهم بود و هیچ کس نمی دانست که باارزش ترین گنجینه جهان که در سال 1978میلادی توسط گروه باستان شناسی افغانستان- شوروی در طلا تپه شبرغان پیدا شد در کجاست.

در نخستین روزهای سال1978میلادی ویکتورسریانیدی، باستان شناس نامدارشوروی بالای همین تپه بالای شهر شبرغان ایستاده بود.ناگهان اندیشه ای در او پدید آمد وهمین فکر سبب شد که بزرگ ترین گنجینه جهان پس از 2000 سال ابهام پیدا شود .درجریان این 2000 سال بسیاری از جهان گشایا و شاهان و حتی بسیاری ازماجراجویان به دنبال این گنج در این بخش جهان می گشتند.

اما هیچ کس نمی دانست که گنجینه بزرگ باختر که میراث حاکمیت دوران یونان باختر که پس از تصرفات اسکندر است در کجاست.

بسیاری در بلخ به دنبال این گنجینه می گشتند و بسیاری هم متیقن شده بودند که وجود چنین گنجی افسانه ای بیش نیست.ویکتورسریانیدی به این نتیجه رسید که در کنار معبد3000ساله ای که در کنارتپه طلا قراردارد باید گورهای شاهان و شاهزادگان قرارداشته باشد.

در اوایل زمستان سال 1978میلادی افغانستان دریک حالت بحرانی قرار داشت.پس از کودتای هفت ثور و سقوط دولت محمد داوود خان در یک سال دو رهبر حکومت کشته شدند.

در جای جای افغانستان گروه های چریکی برای مقابله باحکومت به میان آمده بودند و حکومت انقلابی از شوروی تقاضای کمک کرده بود.یک روز قبل از آنکه ارتش سرخ شوروی وارد افغانستان شود،سریانیدی توانست با یافتن یک پارچه طلاتوانست به یافتن یکی از دو بزرگ ترین و باارزش ترین گنجینه های طلای جهان دست یابد.

در این روز سریانیدی با دیدن این پارچه طلای ناب نخستین گور را پیدا کرد.در این گور که یک تابوت سرباز که با پوست حیوانات پوشیده شده بود قرارداشت و برفراز ان یک بام موقتی ساخته شده بود.

در داخل تابوت یک شه بانوی پوشانی که سرتاپا با طلا مزین شده بود آرام گرفته بود.گروه مشترک افغانستان- شوروی به رهبری سریانیدی که ده سال رابه دنبال تپه های آی خانوم به دنبال بقایای تمدن پوشانی به کاوش مشغول بود باور نمی کرد که به گنجینه باختر دست یافته است.

گورها یکی پس از دیگری پیدا می شدند.گروه سریانیدی هفت گور را پیدا کرد که در آنها 6 شه بانوی 15 تا 45 سال و یک شاهزاده پوشانی دفن بودند.گمان می رفت که همه شاهزادگان در یک زمان مرده باشند. آنان موقع رفتن به گورهایشان تحفه های شگفت انگیز طلایی با خود داشتند.نه یکی و دوتا بلکه 20هزار و 618 پارچه طلای ناب را با خود به گورهایشان برده بودند.

این آثار در شکلهای کوپیت ها یا خدایان عشق ماهیان و جانوران افسانه ای به گونه ای هنرمندانه طراحی و با سنگ های قیمتی گوهرنشانی شده بودند.اجساد زنان داخل این گورها طوری به نظر می آمدند، که هنگام مرگ خیلی تزیین شده بودند.در این قبرها صدها صفحه مختلف الشکل طلایی که بر روی لباسهای زنان مذکور به طورمحکم دوخته شده بودند به دست آمدند.

اما این همه آثار هنری بی همتا از طلای ناب چگونه پدید آمده بود؟

بر بنیاد یافته های تاریخ ،تمدن یونان باختری پس ازفتح باختر توسط اسکندر مقدونی در 327پیش از میلاد بنا نهاده شد و رفته رفته این منطقه به یکی از مناطق تمدن خیز آن زمان مبدل شد.

پس از ان صحرا نشینان جلگه های آسیای میانه به طرف جنوب به حرکت درآمدند.آنان در قلمرو یونان باختری قدرت را به چنگ آوردند و شاهنشاهی بزرگ کوشانیان را بنیاد نهادند.

با گذشت زمان این صحرا نشینان آسوده حال شدند و با تاجرانی که از سوریه به چین سفر می کردند،مالیات بستند و با بازرگانانی که در جاده مشهور ابریشم می گذشتند به تجارت پرداختند.

آنان از این راه طلای زیادی اندوختندو هنر زرگری و کنده کاری طلا را رواج دادند.به این ترتیب بودکه آوازه گنجهای فراوان باختر به سراسر جهان رسید.
اما این گنج در بدترین زمان ممکن کشف شد.ویکتورسریانیدی در یک وضعیت بحرانی قرار داشت.اوضاع امنیتی هر روز بدتر می شد و انان باید با سرعت کار می کردند.باستان شناسان هر روز به ثبت و عکس برداری اثار می پرداختند و در پایان کار آثار را در یک اتاقک لاک و مهر شده که در مراقبت جدی قرارداشت می گذاشتند.

اما هیولای جنگ باستان شناسان را نگذاشت که کارشان را تمام کنند آنان در حالی که تازه گور هفتم را یافته بودند مجبور شدند کاوشهایشان را نیمه کاره رها کنند وآثار بدست آمده را برداشته به کابل بروند.اما هیچ کس ندانست که در گور هفتم چه بود!

پس از ترک باستان شناسان این گور باسرعت تاراج شد وکاوشهای غیر فنی دیگر این منطقه را به کلی ویران کرد و به این ترتیب باستان شناسان موفق نشدند که با کاوش و جستجوی بیشتر در گورهای پیدا شده در مورد زندگی و باورهای سلسله کوشانیان تحقیق کنند.

گنجینه طلای باختر به موزه کابل منتقل شد و ثبت گردید.اگرچه سریانیدی اصرار داشت تا پایان جنگ این گنجینه به یونسکو سپرده شود و در یک کشور بیطرف نگهداری شود اما این تقاضا پذیرفته نشدو سریانیدی به اتحاد شوروی بازگشت.

در سال 1989میلادی ده سال از کشف باارزش ترین گنجینه جهان می گذشت،اما اوضاع افغانستان بدتر از هر زمان دیگر بود.قشون سرخ افغانستان راترک کرده بود و حکومت افغانستان دریک حالت متزلزل قرار داشت.و هر آن ممکن بود که سقوط کند.

پس گنجینه طلای باختر را باز هم خطر بزرگی تهدید می کرد.اما یک فرد دور اندیش که اوضاع مملکت را بیش از هر کسی می دانست به فکر نجات بزرگ ترین ثروت کشورش و جهان افتاد. او داکتر نجیب الله رییس جمهور وقت بود.

داکتر نجیب الله در یک عملیات فوق سری گنجینه طلای باختر را از موزیوم کابل به خزانه بانک مرکزی برد که دروازه ای به ارگ ریاست جمهوری دارد و امن ترین نقطه در کشور است انتقال داد.

او هر پارچه از طلا را در میان پنبه پیچید و میا ن صندوقهایی کهنه گذاشتودر گاوصندوق بانک مرکزی افغانستان و در یک زیر زمین سه طبقه ای که یک شاهکار معماری است قرارداد این زیر زمین با پیچیده ترین تدابیر امنیتی توسط یک شرکت المانی در زمان نادر خان ساخته شده بود.و گاو صندوقی دارد که توسط هفت قفل محافظت می شد.

وبرای بازکردن این گاو صندوق باید تمامی هفت کلید موجود باشد تا قفل ها به ترتیب باز شوند.اگر کلیدی بدون ترتیب به داخل قفلها انداخته شود،کلید داخل قفل گیر می کند و امکان باز شدن گاوصندوق از بین می رود.
داکترنجیب شخصا صندوقها را مهرو لاک کردو هفت کلید گاوصندوق را به هفت تن از معتمدان بانک ملی سپرد و از انها تعهد گرفت که درب گاوصندوق راجز برای رییس جمهور یا یک رهبر قانونی افغانستان به روی هیچ کس دیگری نگشایند.

پس از آن کم کم شایعه گم شدن گنجینه باختر بالا گرفت،شماری می گفتند که روسها این گنجینه رابا خود برده اند و شماری هم می گفتند که داکتر نجیب آنها را به روسها فروخته است.و این آوازه ها زمانی اوج گرفتند که حکومت داکتر نجیب سقوط کرد اما او درباره گنجینه باختر خاموشی اختیار کرد.

با شدت گرفتن جنگ های تنظیمی در کابل هیچ کس نمی دانست که برسر گنجینه باختر چه آمده است.حتی آوازهایی از فروش این آثار در بازارهای جهانی پخش شدندو شماری می گفتند که این طلاها آب شده و برای خرید سلاح مصرف شده است.

این اوازه ها جهان را و بیشتر ویکتور سریانیدی را ناراحت می کرد .با پیروزی طالبان اوضاع از این هم بدتر شد.درنخستین روزهای حاکمیت طالبان داکترنجیب که نگهبان باارزش ترین گنجینه جهان بود با برادرش به دست طالبان کشته شد و در چهارراه اریانا به دار آویخته شد.

گروه طالبان تمامی عکسها و مجسمه های باستانی را نمادی از بت پرستی دانست و تمامی تابلوها و مجسمه های هنری را که به دستشان افتاد نابود کردند.

با فروپاشیدن تندیسهای بودا در بامیان دیگر امیدی برای مخفی ماندن گنجینه باختر وجود نداشت اما طالبان چندین بار به سراغ زیر زمین بانک مرکزی رفتندوکارمندان راتهدید کردندکه در گاو صندوق راباز کنند اما از هفت نفری که کلید را داشتند فقط یک نفر در بانک مانده بود و همه هفت نفر به مناطق دیگر جهان گریخته بودند.

تنها کلیدی که دست این کارمند بود چون کلید اول نبود کلید بند ماندو کارمند بانک مرکزی به جرم همکاری نکردن با طالبان بیش از سه ماه را در زندان طالبان ماند.

طالبان چندین بار کوشش کردند که درب گاو صندوق راباز کنندو حتی خواستند که درب را منفجر سازند اما تمام کوشش های طالبان برای انفجار درب این گاو صندوق بی نتیجه ماند.

سرانجام در دوم می سال2003میلادی،حامد کرزی رییس جمهور افغانستان و اشرف غنی احمد زی، وزیر مالیه وقت به خزانه بانک مرکزی رفتند.

آنها تصور می کردند که پشت این درها به ارزش نود میلیون دالر شمش های طلا خواهد بود و از اینکه به جز یک تن از هفت تنی که کلیدها را داشتند در افغانستان نبودند متخصصی از شرکت سازنده گاوصندوق از المان خواسته شده بود.وی هر هفت قفل را باز کرد در این میان یک تن بیشتر از همه قلبش می تپید و یکتور سریانیدی با موهای سفید و با گذشت بیست و شش سال بسیار مضطرب بود و نمی دانست که چه چیزی خواهد دید.

اما در کنار 90 میلیون دالر شمش طلا ،صندوقهای فولادی با مهرداکتر نجیب الله وجود داشتند.وقتی این صندوقها گشوده می شوند سریانیدی با حیرت می بیند که گنجینه باختر میان آنها محافظت شده است.

در حالی که داکتر نجیب نگهبان اصلی این گنج دیگر زنده نیست و به دست طالبان کشته شده است.گنجی که با گنج توتانخ آمون از فراعنه مصر مقایسه می شود و نه کمتر از آن. این گنج اکنون به سراسر جهان می گردد تا پیشینه غنی فرهنگ افغانستان را به جهانیان بشناساند و نگاه جهانیان را نسبت به افغانستان دگرگون سازد.

زلمی خلیلزاد: موافقتنامه استراتژیک باید تعریف شود


  ۱۳۹۰/۶/۶
زلمی خلیلزاد:
موافقتنامه استراتژیک باید تعریف شود
پیمان استراتژیک یک مواففت‌نامه‌ تجارتی نیست که فقط از بُعد مالی و اقتصادی به آن پرداخته شود؛ این پیمان باید راهکردی جامع برای امنیت، ثبات پایدار، توسعه‌ زیربناها و انکشاف نهادهای دموکراتیک باشد 

      داکتر زلمی خلیلزاد، سفیر سابق آمریکا در افغانستان مقاله ای را پیرامون پیمان استراتژیک با آمریکا به شرح ذیل نگاشته است:
       پیمان استراتژیک یک مواففت‌نامه‌ تجارتی نیست که فقط از بُعد مالی و اقتصادی به آن پرداخته شود؛ این پیمان باید راهکردی جامع برای امنیت، ثبات پایدار، توسعه‌ زیربناها و انکشاف نهادهای دموکراتیک باشد.
     افغانستان باید به خودکفایی همه‌جانبه، به‌ویژه امنیتی و اقتصادی دست یابد یا باید ساختارهای آشوبگرانه در منطقه تغییر کند تا افغانستان از گزند مداخلات ویرانگر مصون بماند.
     در حالی که روند خروج قوای بین‌المللی و انتقال فرماندهی امور امنیتی به نیروهای افغانستان در مراحل اولیه قرار دارد، طرح‌ریزی پلان‌های شوم برای ناکام کردن دوباره افغانستان آغاز گردیده است.
     در نبود یک استراتژی دقیق و قابل اطمینان، خلاء نیروهای بین‌المللی به عناصر مداخله‌گر فرصت خواهد داد تا اوضاع را یک دهه به عقب برگردانده و افغانستان را بار دیگر در جنگ‌های داخلی فرو برد. خروج تدریجی نیروهای ناتو و امریکا نباید منجر به سقوط تدریجی افغانستان گردد.
    افغان‌ستانی ها باید دقيق‌تر و استراتژیک بیندیشند و در مورد آینده‌ کشورشان با دقت و هوشیاری تصمیم گرفته و با انتخاب بهترین متحد استراتژیک، مداخلات منطقوی و چالش‌های داخلی را دفع نمایند. تشخیص و انتخاب بهترین دوست برای افغانستان ناممکن نیست، چون در ناملایمات ۳۵ سال گذشته افغانستانی‌ها آنهايی را که دعواى برادری و هم‌کیشی داشتند به‌خوبی شناختند. چه از لحاظ منافع بهتر و بیشتر و چه از لحاظ اعتماد و پایداری، امریکا بهترین گزینه برای عقد یک پيمان، ایتلاف بلندمدت سیاسی، نظامی و اقتصادی برای افغانستان می‌باشد.
      بستن یک پیمان مستحکم استراتژیک با ایالات متحده، افغانستان را کمک خواهد کرد تا ‌نه‌تنها با چالش‌های موجود امنیتی و مداخلات بیرونی ایستادگی کند بلکه به اهداف درازمدت انکشافی، دولتداری و سیاسی خود دست یابد. بهبود امنیت و رشد اقتصادی دو ضرورت حیاتی افغانستان است که آینده‌ بیشتر از ۲۷ میلیون افغانستانی به آن وابسته است. افغانستان نمی‌تواند بدون حضور نظامی و کمک‌های اقتصادی بلندمدت امریکا و متحدینش، به اهداف ملی خود نایل آید.
     دولت افغانستان همچنین می‌تواند در چوکات یک پیمان استراتژیک با امریکا چگونگی مبارزه علیه دهشت‌افگنی را تعیین نموده مشکلاتی چون تلفات غیرنظامیان، تلاشی‌های شبانه و توقیف افراد مظنون به تروریزم توسط نیروهای بین‌المللی را حل و فصل کند. از طریق تاسیس پایگاه‌های مشترک نظامی افغانستانی و امریکا، نه تنها می‌توان که به عوامل ناامنی و شورشگری رسیدگی به‌موقع نمود بلکه روند آموزش و تجهیز نیروهای ملی را هم ادامه داد. پایگاه‌های مشترک نظامی می‌تواند هم حضور نیروهای امریکایی در افغانستان را قانونمند سازد و هم در تامین شفافیت در فعالیت‌ها و ایجاد هماهنگی بسیار موثر واقع گردد.
      اما شبکه‌های خرابکار و مداخله‌گر، فعالیت‌های وسیع تبلیغاتی را جهت مغشوش نمودن اذهان عامه در مورد مسیر آینده‌ روابط افغانستان و امریکا انجام می‌دهند. افغانستانی‌ها باید بار دیگر، فریب این پروپاگندای پوچ را نخورند. این قضاوت نادرست که امریکا به هرقیمتی مایل به انعقاد یک معاهده یا اعلامیه استراتژیک با افغانستان است، خامی محض است. افغانستان نه یک کشور کاملا اشغال‌شده است و نه هم امریکا متمایل به ایجاد ساختارهای استعمارگرایانه در این کشور است. افغانستان و امریکا دو کشور مستقل و دارای حاکمیت ملی بوده و هرنوع اتحاد و روابط استراتژیک میان‌شان مبتنی بر اساسات منافع دو جانبه باید باشد.
      اوضاع منطقه و جهان بهتر از هر وقت دیگر به نفع افغانستان است. پس از جنگ سرد ایالات متحده و متحدین اروپایی‌اش چه از لحاظ اقتصادی و سیاسی و چه از لحاظ قدرت نظامی، حریفی ندارد. در یک همسایگی افغانستان، جمهوری اسلامی ایران است که از بدو تاسیس با ایالات متحده و جهان غرب مشکلات عمیق ایدیولوژیک دارد. خوشبختانه افغانستان نه با غرب مشکل ایدیولوژیک دارد و نه هم پیرو ایدیولوژی دیگران است. در همسایگی دیگر افغانستان، جمهوری اسلامی پاکستان است که طی چند سال اخیر بنابر پالیسی‌های غلط دستگاه‌های نظامی و استخباراتی‌اش هم مردم پاکستان را قربانی دهشت‌افگنی نموده و هم بر حیثیت دولت پاکستان شدیدا لطمه وارد نموده است.
      جامعه‌ جهانی و به‌ویژه ایالات متحده اعتماد کامل بر ارتش و استخبارات پاکستان را از دست داده است و به همین دلیل ایام چک‌های سفید واشنگتن به اسلام‌آباد به پایان رسیده است. در چنین یک جغرافیای نامطمئن، دولت ایالات متحده در جستجوی یک شریک درازمدت استراتژیک در منطقه است. شرط اساسی واشنگتن برای یک پیمان استراتژیک واضح است:
      تروریستان نباید مجددا در منطقه به قدرت دست یابند. اتفاق نیک این است که این شرایط با منافع ملی افغانستان کاملا  وفق دارد. افغانستانی‌ها که خود قربانی تروریزم بوده‌اند، هیچ‌گاهی نمی‌خواهند کشورشان میدان بازی ایدیولوژی‌های افراطی و ضد غربی گردد.
     افغانستانی‌ها این حق را دارند و باید از آن حراست ورزند که با کی و روی چه شرایطی روابط استراتژیک درازمدت می‌بندند. حقايق بالا نشان مي‌دهد كه هم ايالات متحده امريكا و هم افغانستان در شرايط فعلى به یکدیگر نياز دارند.
    دوستى استراتژيك بين اين دو كشور از يك‌طرف منافع ملى درازمدت امريكا را محفوظ مي‌دارد و از طرف دیگر به افغانستان موقع مي‌دهد تا به پاى خود ايستاد شده و راه ترقى را در پيش گيرد.
    درس تلخی را که افغانستانی‌ها از تاریخ بارها آموخته‌اند این است که صلح، رفاه و ترقی فقط با چند شعار آرمان‌گرایانه حاصل نمی‌گردد بلکه واقع‌بینی و درست‌اندیشی سیاسی را می‌طلبد که طی آن رهبران و تصمیم‌گیران منافع ملی را بر احساسات و عواطف شخصی ترجیح دهند. آنهایی که با عواطف شخصی زمام کشور را رهبری می‌نمایند، در حق ملت جفا می‌کنند. رهبران افغانستان باید صادقانه و بدون ملاحظات شخصی‌شان در مورد فواید درازمدت و اضرار ممکنه‌ ایجاد روابط استراتژیک با ایالات متحده امریکا به مردم معلومات بدهند/ هشت صبح

هشدار سناتوران آمریکایی به پاکستان: از قاچاق مواد انفجاری به افغانستان خودداری کنید!


 ۱۳۹۰/۶/۶
هشدار سناتوران آمریکایی به پاکستان:
از قاچاق مواد انفجاری به افغانستان خودداری کنید!
شماری از سناتوران آمریکایی که در حال حاضر در اسلام آباد بسر می برند، بر دولت پاکستان فشار وارد کرده اند تا از قاچاق مواد انفجاری از خاک این کشور به افغانستان جلوگیری کنند 

        به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، یک هیأت متشکل از 4 سناتور دموکرات امریکایی که درحال حاضر در اسلام آباد بسر می برند بر دولت پاکستان فشار وارد کرده اند تا از قاچاق مواد انفجاری از خاک این کشور به افغانستان جلوگیری کنند.
       این نمایندگان متشکل از سناتور شلدون وایت هاوس، مایکل بنت، ریچارد بلومنتل و باب کیسی می باشند.
       سناتور کیسی در یک کنفرانس خبری گفت که گفتگوهای او با رهبران ملکی و نظامی پاکستان بشمول سناتورها متمرکز بر اجرای استراتژی آن کشور برای کاهش صدور آمونیوم نایتریت یا کود کیمیایی به افغانستان بوده است.
        کیسی به خبرنگاران چنین گفت: من می‌خواهم که اجرای استراتیژی آنها را ببینم، آن وقت ما تواناتر خواهیم بود که آن را ارزیابی کنیم. اما پاکستان تا هنوز این استراتیژی را عملی نکرده اند... و این یکی از دلایلی است که من اینجا هستم.
      این سناتور امریکایی همچنان افزود؛ من فکر می‌کنم ما واقعا پیشرفت هایی داشته ایم که نظر خود را به رهبران پاکستان ابراز داشته و گفته ایم که ما خواهان نتایج سریع استراتیژی کاهش صادرات آمونیوم نایتریت به افغانستان می باشیم.
     موصوف گفت که این استراتیژی شامل اجرای بهتر قانون، آگاهی عمومی در پاکستان در مورد تهدیدات از طریق مواد کیمیایی، پیگرد بهتر این مواد با نشانی کردن آنها با رنگ کردن مشخص و یا ممانعت مرزی می باشد.
    کیسی در عین حال پس از ملاقات با یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر و جنرال اشفاق کیانی، رییس ارتش پاکستان اظهار داشت ؛ به ما گفته شد که آنها اجرای این برنامه را در خزان آغاز خواهند کرد، اما تاریخ دقیقی ارایه نکردند.
    وی تأکید کرد که شورشیان همواره با استفاده از مواد انفجاری خودساختۀ شان برای هدف قرار دادن نیروهای افغانستانی و خارجی استفاده کرده اند. نیازاست تا اقداماتی را در برابر مواد انفجاری خودساختۀ شورشیان اتخاذ کنیم.
     به گفته وی سال گذشته 368 سرباز خدماتی مرد و زن امریکایی توسط بمب‌های کنار جاده و سازه‌های انفجاری کشته یا زخمی شدند. که 125 امریکایی توسط سازه های انفجاری کشته شدند.
      این در حالی است که پیش از این نیز وزارت دفاع افغانستان از اسلام آباد خواسته بود تا بر فابریکه های نایتریت آمونیم در آن کشور کنترل بیشتر داشته باشد. به گفته این وزارت بیش از 90 درصد ماین‌هایی که طالبان از آنها استفاده می‌کنند از این مواد ساخته می‌شوند.